مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )

مقدمه 47

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )

چون حسن اين شنيد رفت برون * غول پيش پرى بماند درون اندر آن حال شد عيان عفريت * با حسن بر فروخت چون كبريت گفت بيرون در آمدن از چيست * آن پريرو سزاى احدب نيست حالى احدب برون شود از كاخ * تو به پيش عروس رو گستاخ عيش كن در بهشت با آن حور * همچو پروانه شاد شو زان نور گو بدان مه كه شوهر تو منم * مخور انده كه همسر تو منم « نقل از صفحهء 67 هزار دستان دهقان سامانى »